امروز دوشنبه پنجم دی ماه اوّلین برف زمستانی ،شهر ما را سفید پوش کرد،شادی بچّه ها وبرف بازیشان شادابی مضاعفی به فضای مدرسه داده بودوطبق معمول نگرانی معاون مدرسه ودعوت ازدانش آموزان برای حضور در کلاس آنهم در زنگ تفریح!
حیاط پوشیده از برف مدرسه مرا به یاد دوران مدرسه وکودکی خودم انداخت ،راستی چقدر این مدارس شبیه همند!
یاد دو نفر از معلّمین دوره ی ابتدایی ام افتادم ،آقایان قارونی ویوسفی را می گویم...روحشان شاد...
همکارم به دستمال کاغذی اشاره می کند و من بر می دارم و...
زمستان آمد وبا برفش حضورش را آشکارتر کرد ودر آخر ،این زغال است که رنگ عوض نخواهد کرد وسیاه خواهد ماند!