
چه می توان کرد؟
امروز واقعا" عصبانی هستم اصلا"دستم به کار نمی
رود و شاید می نویسم تا فراموش کنم ولی مگر می شود فراموش کرد؟(......)را می گویم
دانش آموزکلاس پنجم ابتدایی دبستان( ....).
امروز وقتی نگاهم به سرش افتاد و قسمتی ازسرش که بدون مو بود
دیدم، حالتی غیرعادی داشت به دلیل نفس کارم کنجکاو شدم تا دلیلش را بدانم،سرش را
پایین انداخت کنجکاویم بیشتر شد.بنا به اظهار مادرش به دلیل نافرمانی!، پدرش(؟!)موهایش
راکنده بود،انگار آب داغی روی سرم ریخته باشند دیگر حرفهایش را نمی شنیدم حالت
عجیبی داشتم می خواستم داد بکشم ،عصبانی بودم ازدست پدرش(؟)نه ازدست خودم ازدست
خودمان!
از خودم می پرسم ما چه کار کرده ایم که به اینجا رسیده ایم
یا بهتر است بپرسم چه کارها باید می کرده ایم ونکرده ایم که به اینجا رسیده ایم
بهتر است دنبال مقصّر نگردیم که هیچ سودی نخواهد داشت.
راستی فکر میکنید ریشه ی این عامل کجاست؟چرا اینگونه به
کودکان معصوم ستم می شود؟خشونت مرضی مسری است بااعمال خشونت آنرا به کودکانمان
منتقل می کنیم وآنها را تبدیل به انسانهایی خشن می نماییم.
کشور ما جزء امضاکنندگان کنوانسیون بین المللی حراست از
حقوق کودکان می باشد،در قوانین ما نیز کودک آزاری ازجمله جرائمی است که مدعی العموم
می تواند وارد شود ونیازی به شاکی خصوصی نیست.حال راهکار چگونگی اطّلاع مقام قضایی
از موضوع چگونه می تواند باشد بحث دیگری است.
در این مورد بخصوص اعتیاد پدر خانواده یکی از عوامل میتواند
باشد ومتاسفانه به دلیل عدم همکاری خانواده این کودک بیشتر از این نمی توان اظهار
نظر کرد .این(کودک آزاری) مشکلی است که وجود دارد وبا انکار نمی توان حلّش کرد....
راستی مراقب سلامت مدرسه چه می تواند بکند؟